به باد گفتم:
عاشقم ، چه كنم؟
به خود پيچيد...
به گردباد بدل شد به سوي صحرا رفت !
به آب رود نوشتم :
عشق چيست بگو؟
سري به سنگ زد و نعره زنان به دريا رفت !
به آه گفتم:
پايان كار عشق كجاست؟
ز حجم سينه برآمد چو ابر، بالا رفت !

![]() |
![]() |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 3:4 توسط 1 عاشق (قاسم) |
|
|
اینکه میگم دوست دارم اینکه میگم تو رو می خوام اینکه میگم هر جا بری تا آخرش باهات می آم اینکه میگم عاشقتم من تا همیشه باهاتم اینکه میگم پیشم بمون چه توی شادی چه تو غم دروغ محض به خدا من دیگه دوست ندارم اسم تو رو از روی لبم از روی عادت می آرم توی یکی از همین روزا می رم تنهات می زارم از بازیهای روزگار فرهادتو بی تیشه شد به هر چیزی که فکر کنی از توی چشمات می خونم تا یک قدم بر می داری من انتهاشو می خونم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 2:44 توسط 1 عاشق (قاسم) |
|
در غبارهای به جامانده از سکوت ، در خلوت یاسهای پر احساس ، کنار آینه هایی از جنس باران ، هرکجا که تنهایی می شکند، هرکجا که اولین فرشته ، خدا را صدا می زند، روی زمزمه های گل سرخ: مثل همیشه به دنبال تو می گردم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 2:33 توسط 1 عاشق (قاسم) |
|
|
چه غریب ماندی ای دل نه غمی نه غمگساری
نــه بــه انـتـظـــار یــاری ، نــه ز یـــار انـتــظــاری غــم اگــر بــه کــوه گـویــم، بــگـریــزد و بــریــزد کــه دگــر بــدیـن گــرانـی نـتـوان کشیــد بــاری ما همه فا ني و او پا بر جاست عشق را می گویم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 1:7 توسط 1 عاشق (قاسم) |
|
|
مرا دلی است گروگان عشق چندین جای عجب تر از دل من دل نیافریده خدای دلم یکی و در او عاشقی گروه گروه تو در جهان چو دل من دلی دگر بنمای شگفت و خیره فرو مانده ام که چندین عشق به یک دل اندریارب چگونه گیرد جای حریص تر دلی ازعاشقی ملول شود دلم همی نشود وای از این دل من وای ندانداین دل غافل که عشق حادثه ای است که کوه اهن با رنج او ندارد پای ![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 3:17 توسط 1 عاشق (قاسم) |
|
من عشق رادر تو
تو را در دل
دل را در موقع تپيدن
و تپيدن را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سكوت
سكوت را درشب
شب را در بستر
و بستر را برای اندیشیدن به تودوست دارم
من بهار را به خاطر شكوفه هايش
زندگي را به خاطر زيبايي هايش
و زيبايي را به خاطر تو دوست دارم
من دنيا را به خاطر خدايش
خدايي كه تو را خلق كرده دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 15:17 توسط 1 عاشق (قاسم) |
|
|
نمی دانم چه میخواهم خدایا به دنبال چه میگردم شب و روز چه میجوید نگاه خسته ی من چرا افسرده است این قلب پر سوز ز جمع آشنایان می گریزم به کنجی میخزم آرام و خاموش نگاهم غوطه ور در تیرگی ها به بیمار دل خود میدهم گوش |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 2:1 توسط 1 عاشق (قاسم) |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 1:46 توسط 1 عاشق (قاسم) |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 23:8 توسط 1 عاشق (قاسم) |
|
وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده های تلخ من... گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه های بی کسی... درد بی کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد... |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم مهر 1385ساعت 12:30 توسط 1 عاشق (قاسم) |
|
|
عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است کهالفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم مهر 1385ساعت 16:39 توسط 1 عاشق (قاسم) |
|
|
گل من...!
هميشه با تو بودن برای من خود زندگيست! تو دليل زنده بودن من هستی، معنای زنده بودن من، يعنی بودن تو در كنار من! هر نفسی كه می كشم به اميد زيستن در كنار توست! تو خود عشقی برای اين تن خسته من! آن لحظه اي كه تو نباشی، من نيز نيستم! قشنگ من...! وقتی تو در كنارم هستی، گويا همه دنيا را دارم! من به داشتنت می بالم، من به بودنت می بالم! تو همه زندگی من هستی، تو همه وجودی برای من! اول و آخر زندگی من... با نام تو و ياد تو شروع ميشه! |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم مهر 1385ساعت 16:29 توسط 1 عاشق (قاسم) |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم مهر 1385ساعت 16:28 توسط 1 عاشق (قاسم) |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم مهر 1385ساعت 16:25 توسط 1 عاشق (قاسم) |
|
|
به نام عشق و زندگی تو راانتخاب کردم من از در خونه ی دل همه رو جواب کردم گفتم برای چیدن گلی از گلزار دلش دیگه به امید خدا میرم به سوی سرنوشت زدم به قلب زندگی برای انتخاب یار قرعه به نام تو زده سهم من و این روزگار عاقبت کار دیگه خوب و بدش به دست توست بذار که سر بلند باشیم شکست من شکست توست از اون روزی که اومدی شریک زندگیم شدی حال و هوای زندگیم لحظه به لحظه دست توست من دوست دارم رو به تو راحت گفتم گفتم: ولی از روی صداقت گفتم می پرسی که تا کی عاشقم می مانی؟ از حالا تا فردای قیامت گفتم...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم مهر 1385ساعت 16:25 توسط 1 عاشق (قاسم) |
|
|
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم مهر 1385ساعت 16:24 توسط 1 عاشق (قاسم) |
|
|
ع: علاقه
ش: شديد
ق: قلب
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم مهر 1385ساعت 16:23 توسط 1 عاشق (قاسم) |
|
|
منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون
دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون
ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش
با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم
بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی
من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی
این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه
قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم
من واسه تو خیلی کمم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم مهر 1385ساعت 16:21 توسط 1 عاشق (قاسم) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بهترين وبلاگ براي عاشقاي دنيا
|
| آرشیو مطالب |
|
بهمن 1386 شهریور 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
| وبلاگ دوستان |
|
|
|
RSS
|